تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer
در مقاله قبلی گفتیم که از نظر ژیو بولتیک امریکا می کوشد تا جریان انرژی بین خزر وخلیج جاودان فارس را کنترل نماید بنابراین تجزیه ایران نا محتمل است.اما گروهی مزدور بوی کباب تجزیه ایران عقل از سرشان ربوده.برای انان این مطالب را می نویسم:هگل فیلسوف المانی :ایرانیان را نخستین قوم تاریخی وایران زمین را نخستین دولت شاهنشاهی یاReich میداند.هگل به این نکته توجه داشت که در ایران باستان نور خوداگاهی تابیدن گرفته و وحدتی میان امر طبیعی و معنوی رخ داده است.وحدتی در عین کثرت.هگل بر ان بود که گرچه ایرانیان بر اقوام بسیاری چیره شدند اما ایین ها "رسوم"و دیانت انان را محترم شمردند.هگل شاهنشاهی را دولت دولت ها در نظر داشت واین صورت از دولت با خود کامگی و وحدت بدون کثرت دولت ها سازگار نیست.قدرت مرکزی که بادشاه نماینده وتجسم ان بود اگر چه به سرکوبی شورشیان می برداخت اما این سرکوبی به نفع برتری قومی بر اقوام دیگر نبود بلکه برای حفظ تعادل میان اقوام بود.


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384 ساعت 3:58 توسط مهران معمارزاده |


زمانی برای گشت و گذار به باغ می رفتیم گروهی از دوستان به ابتذال

باد  شکمشان را اتش می زدند و ما با تعجب انان را می نگریستیم یکی از

انان هم اکنون در اتلانتای ایالت جورجیاست(ایالت کارتر ملعون). چندی قبل

 در تفحص اینتر نتی به مطلبی بر خوردم که مرا یاد دوستان انداخت .نانوایی

در مارسی به نام جوزف بوجول متوجه استعداد شگرفش در باد دادن شد

ودر ۱۸۸۷ به شیرین کاری در مارسی برداخت وسبس در مولن روژ باریس

اسکناس جمع کرد.او در جنگ جهانی اول این کار را ترک گفت وکارخانه

بیسکویت سازی تاسیس کرد او با باد شکمش فلوت می نواخت و...این

افراد را professional farter یا flatulist گویند.البته در ادبیات غرب هم باد در

کردن شکم بسیار امده است.در کمدی الهی :دانته از کسی می گوید که

باباستنش ترومبت می نواخته.جیمز جویس و سامویل بکت نیز بترتیب در

اولیس ومولوی از ان می گویند حتی سن اگوستین هم از اهل این حرفه در

 کتابش یاد می کند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384 ساعت 3:32 توسط مهران معمارزاده |


با گریختن امبراطور ویلهلم از المان راه برای تسلیم این کشور در

۱۹۱۸ هموار شد. برخی از

 المانیهای صاحب نفوذ  یک جمهوری دموکراتیک در وایمار تشکیل دادند جمهوری وایمار رهبران کمونیست را بزرگترین تهدید می دانستند وبرای حفظ نظم به نیروی نظامی گروه داوطلب متکی بودند. رهبران جمهوری به دلیل امضای معاهده منفور ورسای مورد تهدید قرار گرفتند.تورم افسار گسیخته و فضای بر اشوب :صحنه را برای یک جوان اطریشی و سرجوخه سابق اماده کرد و هیتلر حرکت خود را به سوی قدرت اغاز کرد.در ۱۹۳۷ لیو اشتراوس که دکترایش را در تاریخ فلسفه سیاسی زیر نظر ارنست کاسیرر در دانشگاه هامبورگ گرفته بود به امریکا وارد شدو به تدریس در دانشگاه شیکاگو برداخت .این فیلسوف محافظه کار با یاداوری دوره جمهوری وایمار در کشورش اعلام داشت که لیبرالیسم در وایمار  به هولوکاست نازی علیه یهودی ها منجر شد. وی اعتقاد داشت جامعه سکولار وبیامدهای ناشی از ان از قبیل فردیت گرایی:لیبرالیسم:نسبیت گرایی به تفرقه و کاهش توانایی جامعه برای مقابله با تهدیدات خارجی خواهد رسید"او با بهره گیری از متون قدیمی و خوانش باطنی اثار به نقد فلسفی از لیبرالیسم وتمایل غریزی ان به نیهلیسم برداخت .شاگردانش با بهره گیری از نظریات وی مکتب نیو محافظه کاری را در امریکا بنا نهادند. الن بلوم نیو محافظه کاری را در ساحل شرقی امریکا شکل دادو مانند استاد به دموکراسی و لیبرالیسم بسیار شکاک بود اما هری وجفا فلسفه اشتراوس را با ایده الهای انقلاب امریکا قابل سازگاری  می داند و نماینده نیو محافظه کاری در ساحل غربی است.نیو محافظه کاران امریکا به تقویت ناسیونالیسم:کلیسا:اعتقاد به جنگ ابدی در برخورد با تفرقه داخلی  معتقدند

+ نوشته شده در  جمعه بيست و هفتم آبان 1384ساعت 10:6  توسط مهران معمارزاده  | 

 


 تیوریهای ژیو پولیتیکی 

توکویل در قرن نوزدهم برای بررسی زندانهای تادیبی در امریکا به این کشور

 سفر نمود.به زعم وی مهمترین مزیت امریکا غیبت حکومت بود.منظور او

 غیبت دستگاه دولتی متداول در فرانسه و توانایی وسیع امریکایی ها در اداره

امور خود بود.او در سال ۱۸۳۵ کتاب دموکراسی در امریکا را منتشر کرد. وی

 در اواخر قرن نوزدهم در نوشته هایش تقسیم جهان سیاسی قرن بیستم را

 میان دو قدرت روسی وا مریکایی به عنوان دو قطب سیاسی جهانی بیش

بینی کرد.شارل دو گل در میانه قرن بیستم کوشید تا از بروز جهانی دو قطبی

که توکویل وعده داده بود جلوگیری کند. در ۱۹۱۹ مکیندر انگلیسی اسیای

مرکزی را سرزمین قلبی(Heartland)نام داد و ترس خود را از چیرگی

المان بر ان اعلام کرد.او می گفت هر ان کس که بر اروبای خاوری قادر شود

بر سرزمین قلبی چیره است و هر ان کس که بر هارتلند قادر شود بر جزیره

جهانی وجهان چیره است . در المان هاوس هوفر تیوری خود را به معنی

توسعه سرزمین به سوی اروبای خاوری و به دست اوردن فضای حیاتی می

دانست. در امریکا تیوری (Heartland-Rimland)قوت گرفت که شامل

قدرت قاره ای (اتحاد شوروی) در برابر قدرت دریایی(ایالات متحده) که

توسطمناطق میانی(Rimland) از هم جدا می شدند.طبق این تیوری

شوروی باید توسط کشورهای مخالف هارتلند واقع در ریملند مهار

شود.بنابراین ناتو در اروبا"سنتو در اسیای باختری وسیتو در اسیای خاوری

شکل گرفت . جیمی کارتر با تقویت اسلام در بخشی از ریملند تیوری قبلی

 را دگرگونه کرد.با فروباشی  شوروی سابق جفری کمب در وضعیتی بست

مدرن کشور ایران را در قلب هارتلند جدید قرار داده است.ایالات متحده می

 کوشد تا هارتلند جدید را کنترل کند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بيست و هفتم آبان 1384ساعت 9:0  توسط مهران معمارزاده  | 


مهرا ن معمارزاده دانش اموخته رشته بزشکی از دانشگاه اصفهان .در حال حاضر در شهر شاهین شهر مطب دارم در اصفهان روزگار می گذرانم.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


نوشته های پیشین

آبان 1384


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384 ساعت 21:15 توسط مهران معمارزاده |