تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer
خشونت علیه زنان فقط فیزیکی و روانی نیست بلکه لفظی نیز هست.خشونت علیه زنان بر دو گونه است :

Domestic violence

Domestic violence often refers to violence between spouses

Dating Violence

که این مورد بیشتر در کشورهای غربی است.

در پزشکی قانونی چندین مورد از خشونت علیه زنان را دیدم.بکوشیم تا حرمت زنان را پاس داریم و فضای خشونت علیه انها را کاهش دهیم.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 17:48 توسط مهران معمارزاده |


عمران صلاحی از بزرگان طنز پردازی ماست.کتاب خنده سازان و خنده پردازان او شاهکاریست.از عبید تا دهخدا در این کتاب است .حتا سید جعفر موسوی (خاکشیر اصفهانی )-شاعر عصر پپسی کولا نیز هست.خاکشیر به استفاد ه از کلمات رکیک معروف بود.سوزنی سمرقندی نیز چنان بود.مارمولک هم کامنت های خاکشیری خود را برای اذیت و ازار من و دوستان من به کار برد.اما کاری از عمران صلاحی از یکطرف است که در امری والا به بررسی طنز پرداز رکیک کویی چون خاکشیر می پردازد.و از انطرف مارمولک سادو مازوخیست است که خاکشیر گونه در پوستین خلق می افتد.

در صدد نوشتن نامه ای برای مقام رهبری هم هستم.

حامد عزیز چراغی که ایزد برفروزد گر ابله پف کند ریشش بسوزد.افراد را من شناسایی کرده ام و مدارک لازم به اطلاعات داده شده است.بحث شخصی نیست این یک جرم اجتماعی است و خوشبختانه کارها به خوبی پیش می رود.تا حصول نتیجه پیگیر هستم.بحث تهدید او هم نیست بل کاملن این پروژه امنیتی شده است و از چند مجرا به خوبی پیش می رود.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 4:8 توسط مهران معمارزاده |


بوفِ كورِ هدايت - محمد میرزاخانی
سه شنبه 22 دی 1383

امتحان میدهم و سرم شلوغ است. نوشتة پایین را محمّد عزیز زحمت کشیده و نوشته که بنظرم بسیار خواندنی آمد. شما هم از دستش ندهید.



پس از سال ها انتظار براي چاپ آثار صادق هدايت ، بالاخره امسال تحقق انتظارها و آرزوهايمان را ديديم . وقتي چند ماه پيش از اين ( ابتدا در نمايشگاه كتاب و بعد در كتابفروشي ها ) چند چاپِ مختلف از آثار هدايت را ديدم ، واقعاًخوشحال شدم . مخصوصاً به خاطر انتشارِ بوف كور . يكي از اين چاپ ها را كه طرح جلدِ نسبتاً جالبي هم داشت و روي آن در گوشه اي نوشته شده بود : متن اصلي ، خريدم و با شوق و ذوق شروع كردم به خواندن . البته بوف كور را پيش از آن خوشبختانه چند بار خوانده بودم ولي هر بار با همان چاپ‌هاي زيراكسي ونامرغوب .اما ابتدا پس از شروع كتاب ، و بعد پس از تمام شدنِ آن ، بارها از كاري كه انجام داده بودم اظهار پشيماني كردم . ولي چه سود . به ياد قيمت كتاب افتادم : نهصد و نود و نه تومان و دو قران و يك عباسي . و با خودم گفتم حيفِ اين همه پول !

حال براي اينكه معلوم شود ماجرا چيست تنها به چند مورد از همة آن مواردي كه ديدم بسنده مي كنم :

1. اين كتاب توسط « انتشارات صادق هدايت » و زير نظر فردي به نام دكتر بهنام اوحدي منتشر شده است ؛ در اين كار ظاهراً عدة زيادي او را همياري كرده اند كه با عناوين حروف‌نگار و صفحه‌آرا و نمونه‌خوان ( 3 نفر ) و … در آغاز كتاب اسم شان آمده است . در برگة سوم كتاب ، پس از نام كتاب با قلمي كوچكتر نوشته شده : متن اصلي ( بي كم و كاست ) . شمارگان اين اثر هفتاد هزار نسخه است .

2. در دو صفحة بعد از كتابشناسي بوف كور ، انتشار اين اثر به چند نفر تقديم شده است كه نام هر يك از اين افرادي كه اثر به ايشان تقديم شده با توصيفي همراه شده است . مثلاً :

دكتر محمد صنعتي رمزگشاي بي مانند بوف كور . و در مورد آن چهار نفر ديگر هم باز تقريباً وضعيت به همين منوال است.

اما دربارة متن بوف كور :

1.در طول متن بارها با ديدن ستاره * روي واژه‌ها توجه‌مان به پاورقي جلب مي شود . البته اين ستاره چند كار را با هم انجام داده . مثلاً براي اين كلمه ها ستاره گذاشته شده است : چنباتمه ، جلوم ، شوور ، نشد ، ناخونش و در پاورقي ها اين طور آمده : چمباتمه ، جلويم ، شوهر ، نشت ، ناخنش . و جالب اينكه هر كدام از اين واژه ها كه چند بار در متن به كار رفته اند ( مثل جلوم ¬ جلويم ) در تمام موارد همين عمل ستاره گذاري و پاورقي بي كم و كاست انجام شده است .

3. بعضي واژه‌ها در طيّ متن با گذاشتن ستاره ، در پاورقي معنا شده اند :مثلاً واژه‌هايي چون :سلعه ،‌ كارتنك ،‌ ننو ، نزع ، دست‌غاله ، مِجري ، هوزوارِشنِ ادبي ، دولچه ، اَرخالق ، وسمه ، و ... . و جالب تر اينكه بعضي واژه ها به كلي اشتباه معنا شده اند ؛ مثلاً در عبارتِ « چشم هاي رِك زده و پلك هاي خون آلود » بالاي واژه رك ستاره گذاشته شده و در پاورقي اين طور معنا شده است : سخن زير لب كه از روي خشم و ناراحتي گفته مي شود ، زك ، ژك . ( ص 52 ) حال آنكه در عبارت مذكور ، معناي واژه بسيار واضح است . هم چنين با يك نگاه سريع به فرهنگ فارسي عاميانه ابوالحسن نجفي معناي واژه را مي توان ديد با شاهدي از خود بوفِ‌كور : رك زده 1 . خيره ، مات ، زل زده ، « دو چشم سياه ديدم كه بدون حالتْ رك زده به من نگاه مي كرد . ( جلد دوم . ص 765 ) .

3 . به متن بوف‌‌كور با گذاشتن علامت [] چيزهايي اضافه شده است . مثلاً :

ـ تمام بدبختي هاي زندگي ام دوباره جلو [ي] چشمم مجسم شد . ( ص 42 )
ـ همة مردم [به] بيرون شهر …
ـ سايه [ ي] او را به ديوار عرق كرده حمام …
ـ اگر او را سابق بر اين [هم] نديده بودم … ( ص 22 )
و …

4 . يك عالمه نقطه و ويرگول و … در متن گداشته شده است كه كاربردشان نابه جا و غلط است و در چاپ معتبر و خوبِ قبلي ( انتشارات اميركبير ) خبري از اين نقطه ، ويرگول ها نبود :

ـ يك هواي وحشتناك و پر از كيف ؛ بود ، ( ص 92 )
ـ صداي:« لا اله الا الله » مرا متوجه كرد . ( ص 92 )
ـ اين حس شهوتِ كشته، شده كه خواب زاييده ي آن بود ، ( ص 89 )
ـ جلويِ ، خانه ي پدر زنم كه رسيدم ، ( ص 90 )

5 . غلط هاي تايپي هم در متن كم نيست:

ـ … جلو [ي] چشمم گرفتم تا در چاله ي كف دستم شب جادواني را توليد بكنم . ( ص 88 )
ـ ريشيم نامرتب ، ولي يك حالت روحاني و كشنده پيدا كرده بودم . ( ص 100 )
ـ دقت ردم ببينم آيا در اتاق او مرد ديگري هم هست . ( ص 111 )
ـ پلك هاي خميده ي و خمار ، ( ص 113 )

6 . متن بوف كور بنا به چاپ اميركبير و هم‌چنين بنا به دست نوشتة منتشرشده‌ي بوف‌كور ، از 4 قسمت تشكيل يافته است . اما در اين چاپ فصل بندي به هم پيوسته و همة متن پشت سر هم آمده است و در حقيقت 4 قسمت شده يك قسمت . در چاپ امير كبير و در دست نوشته‌ي هدايت ، در قسمت سوم بوف كور چندين بار سطرها نقطه‌چين …… گذاشته شده است(مثلاً صص 83 ، 91 و 95 ) اما در اين چاپ اين موارد هم از ميان رفته اند .

7 . در چاپ هاي قبلي آثار هدايت ، در آغاز تمامشان نام همة آثار هدايت آمده است و لي در اين چاپ اين مورد حذف شده و به جاي آن در پايان اثر يك صفحه به نام كتاب هاي دكتر بهنام اوحدي اختصاص يافته است و يك صفحه هم به « انتشارات صادق هدايت منتشر مي كند » .

8 . فكر مي كنم همين چند مورد به قدر كافي روشنگرِ زحمت فراواني كه جناب اوحدي و دار و دسته اش كشيده اند ، هست . بايد دسته جمعي به ايشان خسته نباشيد و دست مريزاد بگوييم كه پس از سال ها انتظار، ما را به بهترين وجه به مقصودمان رساندند .

9 . هدايت براي انتشار بوف‌كور به هند مي رود ، آن را با هزار زحمت و مشقت در ( ظاهراً ) 150 نسخه چاپ مي كند ولي آقاي اوحدي به همّت امكانات امروز اين اثر را در 70 هزار نسخه ( درست است هفتاد هزار نسخه ) بدون كمترين زحمتي ( البته با يك عالم زحمت براي تخريب اثر ) منتشر مي كند و پول هنگفتي به جيب مي زند و خود و آثار گرانسنگ‌اش را هم با بوف كور تبليغ مي كند - و صد البته بدين وسيله نام بوف كور براي هميشه در كنار نام دكتر بهنام اوحدي زنده مي ماند !

10. خواستم چيزي درباره‌ي جناب اوحدي بگويم ديدم حيف چيز.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 10:26 توسط مهران معمارزاده |


سایبر استاکر

امروزه سایبر استاکینگ بسیار در جرم شناسی مطرح شده است.سایبر استاکر ها معمولن چنین اهدافی را در سر می پرورانند .

makes your family or friends feel scared or uneasy

انها می کوشند که در شما ووابستگانتان ناارامی و ترس ایجاد کنند.

talks about violence or is fascinated with themes of violence

انها ادمهای خشنی هستند و خشونت را دوست دارند

damage or destruction to your property

انها قصد دارند اموال ،شخصیت شما و زن و...شما را از بین ببرند.مثلن در چت روم می روند و برای تخریب اسم شما و همسرتان ،اراجیفی می نویسند.

physical or verbal abuse

انها کامنت های خاکشیری (رکیک و مستهجن )می گذارند

threats

انها مدام تهدید می کنند

following you wherever you go

  • frequent loss of temper

  • abuse of alcohol and/or drugs

  • extreme jealousy

  • حسادت شدید ویژگی انهاست

  • xpects you to spend all of your time with him/her or inform him/her of your whereabouts

  • refuses to accept "no" for an answer

  • isolates you from your friends and/or family

  • puts you down in front of your family or friends

  • sends frequent unsolicited or unwelcome gifts

  • makes offers of unsolicited help

  • excessive niceness in the early stages

  • use of guilt to manipulate your feelings or to force you into courses of action you feel unhappy with  

  • لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 0:11 توسط مهران معمارزاده |


    ولايتی: هولوکاست واقعیت تاریخی است


    روزنامه لیبراسیون گفتگویی با علی اکبر ولایتی، وزیر پیشین امورخارجه و مشاور کنونی رهبر ایران انجام داده است. در این مصاحبه ولایتی هولوکاست را یک واقعیت تاریخی دانسته که به دست نازی‌های آلمان صورت گرفته است.

    علی اکبر ولایتی در روزهای اخیر با سفر به مسکو پیام رهبر ایران را به ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری این کشور رساند. ولایتی در دیدار با رهبران روسیه از طرح پیشنهادی پوتین در پرونده هسته‌ای ایران استقبال کرد.

    متن گفتگوی ولایتی که از سایت خبری آفتاب برگرفته شده است درپی می‌آید:

    لیبراسیون: آیا بحران در برنامه‌ی هسته‌‌ای حاکم خواهد بود، یا جایی برای مذاكره وجود دارد؟

    ولایتی: این مشکل می‌تواند بدون بحران حل شود، زیرا ما فقط به امنیت کشورمان، منطقه و جهان می‌اندیشیم.

    لیبراسیون: آیا ممكن است تعلیق همزمان تحریم‌های شورای امنیت و فعالیت‌های غنی سازی اورانیوم شما مطرح باشد؟


    ولایتی: هفته‌ گذشته در مسكو با ولادیمیر پوتین در این باره صحبت كردم. ما در این خصوص اختلافی با هم نداریم.

    لیبراسیون: ایده‌ تعلیق هم‌زمان محمد البرادعی، مدیركل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را می‌پذیرید؟

    ولایتی: ما داوطلبانه می پذیریم كه محمد البرادعی مخاطب ما در این پرونده باشد. اکنون باید او پیشنهاد كتبی‌اش را به ما ارایه کند و ما بتوانیم آن را مورد بررسی قرار دهیم. ما در تهران مشاورات لازم را انجام داده‌ایم و لاریجانی مذاکره کننده ما، دستورات مربوطه را دریافت کرده است.

    لیبراسیون: شما به من جواب ندادید...

    ولایتی: درها برای مذاکره با محمد البرادعی کاملا باز است. هیچ‌گونه محدودیتی وجود ندارد.

    لیبراسیون: در مورد تعلیق عملیات‌های غنی سازی شما هم محدویتی وجود ندارد؟

    ولایتی: ما پیش از این در سال‌های گذشته تعلیق دو سال و نیمه را پذیرفتیم اما در نهایت به نظر رسید آنها می خواهند ما از انرژی هسته‌یی چشم پوشی كنیم و این كاملا غیر قابل پذیرش بود. این تعلیق توافقی به همراه نداشت اما اگر ما به تلاش خود برای حل صلح آمیز این مشکل ادامه دهیم هیچ ایده‌ای نباید از پیش برای ما و برای هر شخص دیگری غیرقابل قبول باشد. ما تنها یک خط قرمز داریم و آن حفظ حق ما برای دستیابی به انرژی هسته‌یی است که براساس پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌‌ای برای ما تضمین شده است، ما برنامه‌ هسته‌‌ای نظامی نمی خواهیم اما تاکید و تکرار می کنم همه باید بدانند که حق استفاده از انرژی هسته‌ای صلح آمیز برای ما یک خط قرمز است و ما از آن دفاع می کنیم بدون اینکه در این راه تسلیم شویم.

    لیبراسیون: می‌توان باور کرد که ایران واقعا بمب نمی خواهد در حالی که شما می خواهید کشوری را که عضوی از سازمان ملل است از نقشه حذف کنید؟

    ولایتی: من می‌دانم که می‌خواهید درباره‌ اسراییل سخن بگویید اما آنچه رهبر ما، مسوول عالی رتبه ما و آنچه که از زبان وی گفته شده این است که کلیه ساکنان مسلمان، یهودی و مسیحی این سرزمین که ما آن را فلسطین می‌نامیم، باید به صورت دموکراتیک درباره‌ آینده خود تصمیم بگیرند. این به عهده‌ دموکراسی است که این مشکل را حل کند.

    لیبراسیون: می‌توان این مساله را باور کرد در حالی که ایران به تازگی کنفرانسی بین المللی درباره انکار هولوکاست برگزار كرد؟


    ولایتی: من در این کنفرانس شرکت نکردم اما این کنفرانس با هدف انکار هولوکاست برگزار نشد بلكه می‌خواست بكوشد واقعیات را بررسی كند. می توان درباره‌ تعداد قربانیان این نسل کشی سوال كرد بدون اینکه آنچه که اتفاق افتاده را زیر سوال برد و اینکه من می‌خواستم به شما یاد آوری کنم که این کار توسط اروپایی‌ها، نازی‌ها انجام شده و مقدمات این قتل عام در قرون گذشته در اروپا فراهم شده بود. هر چه باشد قرآن می گوید هنگامی که شخصی زندگی یک بی گناه را تباه کند کل بشریت را از بین برده است. قتل عام یهودیان هیچگاه در سرزمین مسلمانان صورت نگرفته است و برعکس در امپراطوری عثمانی، آنها تمام تلاش خود را بکار گرفتند تا یهودیان اسپانیا بتوانند در آن سرزمین مستقر شوند.


    لیبراسیون: بنابراین شما می‌پذیرید که این نسل کشی یک واقعیت تاریخی است؟


    ولایتی: بله اما ما نمی پذیریم که این واقعیت وسیله‌ای برای توجیه سرکوب فلسطینیان باشد.

    لیبراسیون: با شنیدن حرف‌های شما از خود می‌پرسیم كه واقعا چرا اعلامیه‌های تحریك كننده‌ای را از ایران می‌شنویم؟


    ولایتی: اگر اعلامیه‌های ما «تحریك كننده» است، آنطور كه شما می‌گویید، تحریك كننده‌تر از آنچه كه ژنرال دوگل در زمان خودش گفته بود كه "زنده باد كبك آزاد!" نیست.

    لیبراسیون: دوگل هرگز نگفته بود كانادا "از روی نقشه محو شود".

    ولایتی: خیر. فقط دخالت در امور آن را خواستار شده بود.

    لیبراسیون: عراق در جنگ داخلی فرو رفته است چرا شما با راه‌حل فدرالی كه می‌تواند احتمالا تحركات را متوقف كند، مخالف هستید؟


    ولایتی: نه، ما هرگز چنین چیزی را نگفته‌ایم.

    لیبراسیون: تمامی دیپلمات‌های شما این را می‌گویند؟

    ولایتی: ما هرگز چنین چیزی را نگفته‌ایم، چرا كه بر عهده عراقی‌هاست كه در خصوص آنكه چه چیزی را برای خود می‌خواهند، تصمیم بگیرند. اگر آنها فدرالیسم را برگزینند، اگر این تصمیم آنها باشد، بسیار خوب. ما با آن مخالفتی نداریم.

    لیبراسیون: نفوذ شما در عراق بسیار زیاد است، چه چیزی را در آنجا پیشنهاد می‌كنید؟

    ولایتی: ما فقط در عراق نفوذ نداریم، ما هم چنین ‌١٢٠٠ كیلومتر مرز با این كشور دوست داریم. پناهندگانی را پذیرفته‌ایم كه اكنون در بغداد فرماندهی می‌كنند. ما این طور ارزیابی می‌كنیم كه باید از دولت عراق حمایت كرد چرا كه نتیجه یك انتخابات است، باید به بازسازی آن كمك كرد و به اشغال پایان داد.

    لیبراسیون: جورج بوش چیزی جز این نمی‌گوید.....

    ولایتی: مشكل این است كه اعمال او با حرفهایش سازگار نیست و حتی مقامات منتخب آمریكایی كه خواستار فراخوانی سربازان شده‌اند، خواهان آنند كه ایالت متحده پایگاه‌هایش را در عراق حفظ كند تا بر آینده این منطقه اعمال فشار كند.

    لیبراسیون: رژیم‌های سنی هم همین را آرزو دارند، چنانكه شما از آن نگرانید.

    ولایتی: نگرانی آنها بی اساس است، این ما نیستیم كه اكثریت شیعه را در عراق انتخاب كردیم بلكه عراقیها بودند كه حدود ‌٦٠ درصد آنها شیعه هستند، این اكثریتی است كه باید مانند هر جای دیگر با اقلیت‌ها همراه باشد. بنابراین ما پیشنهاد می‌كنیم كنفرانسی در خصوص ثبات منطقه به ویژه در خصوص تروریسم برگزار شود، ما همگی باید با تحولاتی كه پس از حمله به عراق و افغانستان و پس از حملات ‌١١ سپتامبر ظهور كرده كه بزرگترین فاجعه در تاریخ معاصر است چرا كه قربانیان آن بی‌گناه بودند، روبرو شویم.

    لیبراسیون: تمایل برای ثبات منطقه با حمایت شما از حزب‌الله لبنان مغایرت دارد، آیا زمان آن نیست كه به حزب‌الله گفته شود خلع سلاح شود؟

    ولایتی: برای آسانتر كردن كار اسراییل؟

    لیبراسیون: نزدیك به ده سال است كه اسراییل از لبنان عقب نشینی كرده ...

    ولایتی: اسراییل باید از مزارع شبعا كه سرزمین لبنانی‌هاست، خارج شود، هم چنان یك مرحله باقی است كه باید از آن گذر كرد و مادامی كه دولت لبنان هم چنان ضعیف باقی بماند حزب‌الله قدرتی بازدارنده است، برای همه ضروری است كه دولت لبنان را تقویت كنند.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 23:41 توسط مهران معمارزاده |


    دکتر تانزلر پزشک و رادیولوژیست المانی در فلوریدا می زیست و در بیمارستان نیروی دریایی دلداده دختری کوبایی شد.دختری که در اثر سل در گذشت.اما دکتر نکروفیلیاک بود و تمایلی بیمارگونه به مرده ان دختر داشت .او را از گور دزدید و....

    جسد دختر که توسط دکتر ترمیم می شد.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 23:36 توسط مهران معمارزاده |


    به مدت ۲ هفته خداحافظی می کنم

     

    اشتباهات زیادی کردم.هیچوقت سفره دلتان را در فضای مجازی باز نکنید.ممکن است حرامی در کنار وبلاگتان چمباتمه زده باشد چنانکه مارمولک امد.خود گشایی باید ممنوع گردد.ابراز عشق به همسر مهربان و نازنینم ،حرامی را به فعالیت واداشت.دیگر از خانه و ماشین و متاع و عقارم نخواهم گفت.اعراب می گویند :استر ذهبک ،ذهابک و مذهبک.پول و رفت و امد و فکرت را بپوشان.باید جریده رو باشیم چون گذرگاه عافیت تنگ است.کامنت های هرزه نگارانه البته دلالت بر روان بیمار فرد خاطی دارد.ولی ادمی نیز ازرده روان می گردد.انرژی منفی بسیاری دریافت می کنی.این حوادث نشان داد که ازادی و دموکراسی منهای قانون و جزا و البته ازادگی میسر نیست.وجود حرامی سبب شد تا بسیاری نظر خواهی های خود را مشروط سازند.مسئول بلاگفا -علیرضا شیرازی - هم انگار نه انگار.مدتها اندیشیدم چه کنم.با حراست پزشکی قانونی مشورت کردم و ایشان دو راه حل پیش پایم گذاشتند....انگار دوباره دارم خودگشایی می کنم.فقط به دوستان نوید می دهم دو هفته بعدی نقش تعیین کننده ای خواهد داشت...اما از این حرفها بگذریم ،به مهرافرین عزیزم می گویم که رنگ ها بر سه دسته اند :۱- رنگ اولیه که خالص است و عبارت است از زرد ،قرمز و ابی ۲-رنگ های ثانویه :ابی به علاوه قرمز ،بنفش می گردد.زرد و ابی ،سبز می شود .بنفش مکمل زرد است.سبز مکمل قرمز و نارنجی مکمل ابی.۳- رنگ های خنثا چون طوسی ،کرم و خاکستری.رنگ ها بر دو نوع است :سرد چون ابی ،سبز و...که القا ارامش می کند.گرم چون قرمز ،زرد و نارنجی که القا گرما می کند.عزیزم در چیدن اتاق از رنگهای مکمل بهره ببر.مبل قرمز باید با گیاهان سبز باشد.اگر فردی عصبانی است باید از رنگهای سرد مدد جوید و اگر افسرده از رنگهای گرم.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 23:34 توسط مهران معمارزاده |


    مجاری ها ادمهای بزرگی داشته اند.استودیوهای سینمایی اکثرن توسط انها ایجاد شد.بانک خون امریکا توسط برنارد فانتوس مجاری ایجاد شد.دانش اموخته دانشگاه پزشکی ایلینویز.نخستین بانک خون امریکا در شیکاگو ایجاد شد.

    لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 23:26 توسط مهران معمارزاده |


    هگل در کودکی علاقمند به ادبیات و فلسفه بود.شاگردان او که عقیده ای محافظه کارانه و مذهبی داشتند را هگلی های راست گویند.هاینریش یکی از انهاست و شاگرد هگل در هایدلبرگ بود.گروه دیگر از شاگردان او هگلی های چپ یا هگلی های جوان هستند.از انها می توان به مارکس اشاره کرد.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 0:41 توسط مهران معمارزاده |


    شوپنهاور کانتی و بدبین بود و دشمن فلسفه هگل.او به بودا علاقه داشت و برخلاف رمانتیک های معاصرش ،فوق العاده بدبین بود.او از زنان بیزار بود و چنین می گفت :

    I have not yet spoken my last word about women. I believe that if a woman succeeds in withdrawing from the mass, or rather raising herself above the mass, she grows ceaselessly and more than a man

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 0:40 توسط مهران معمارزاده |


    اینجا کلیسای جامع کونیکسبرگ در کالینینگراد روسیه است.مدفن مردی که بیشترین تاثیر را در تاریخ فلسفه داشته است .یعنی

    امانوئل کانت

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 14:37 توسط مهران معمارزاده |


    ویلیام برک ،ایرلندی بود .همسرش را ترک گفت و به اسکاتلند رفت.او اجساد را به سالن های اناتومی می فروخت.بعدن پیرزنان را می دزدید و انها را خفه می کرد وبه پزشکان می فروخت.او را دستگیر کردند و به دار مجازات اویخته شد.

    The death mask of William Burke and life mask of William Hare

    EDINBURGH flourished in the early 19th century. Basking in the afterglow of the Scottish Enlightenment, the city’s reputation as a centre of science and progress was assured. The Industrial Revolution was generating wealth and improving the city.

    Even as Edinburgh could justly claim to be one of the lights of the newly modern world, these splendours concealed a darker side. Scotland’s most notorious serial killers - Burke and Hare - were born in the shadows of Edinburgh’s achievements.

    Burke and Hare murdered 16 victims over the course of a year – neither man ever robbed a grave. Both were hard-working, industrious Ulster Catholics who came to work in Scotland.

    William Burke was a short, handsome and likeable man, born around 1792 in Urney, County Tyrone. Less is known about William Hare. Both continued working as they murdered. They met in 1827 when Burke and his mistress became tenants of the Hares’ boarding house. Both enjoyed a drink, but Hare was a taciturn man apparently prone to violence when drunk. He may already have been a murderer before he met Burke. His wife's first husband disappeared mysteriously, conveniently leaving her the boarding house and William Hare a wealthier man.

    Both men came upon the business of murder by chance, as Burke later confessed to the police. His gruesome descriptions of how their victims died, and were sold, were used as evidence against him. On 29 November 1827, an old man called "Donald" died at the boarding house owing the Hares £4. Only after the old man was in his coffin did the pair see a way of paying his debt.

    The duo substituted tanners’ bark for the body and carried it to the Royal College of Surgeons after the funeral. Edinburgh had earned a world-wide reputation in medicine, but this demanded a constant supply of bodies for the operating theatre. After making enquiries, Burke and Hare sold the old man to a Dr Knox, who, according to Burke, "did not ask how they had obtained it."

    Their first murder also happened by chance. Another old lodger, Joseph the Miller, was dying of a fever in January or February 1828. Hare was worried the illness would drive away customers and so decided to end matters early. They contacted Dr Knox and received the price of £10 for their troubles. The second victim, an English lodger, was also ill. They were again paid £10.

    So began their business. The third victim was an old woman murdered on 12 February 1828 after a night drinking with the pair. They gave the corpse to the doctor who, Burke told police, "approved of its being so fresh, but did not ask any questions" and paid them £10.

    Two victims turned Burke and Hare into monsters of literary legend. A woman from Glasgow and her 12-year-old grandson, who Burke said "seemed to be weak in his mind," stayed at the boarding house. According to Burke, Hare suffocated the old woman as she lay in bed drunk and then murdered her son. But public obsession with the murders fuelled artistic licence, and in these stories Burke is said to have broken the boy’s back with his hands. The men received £16 for the grandmother and grandson.

     

    Read how The Scotsman reported the execution of William Burke in 1829


     

    Royal College of Surgeons

    Burke took one victim out of the hands of the police, a drunk who was being escorted away until Burke volunteered to take her to the lodging house. Dr Knox paid £10 for this act of charity. Hare murdered another drunken woman for £8 while Burke was visiting family.

    One of the last victims, Ann McDougal, was a cousin of Burke’s mistress. Burke asked Hare to do the deed "as she being a distant friend, he did not like to begin first on her."

    Their 15th victim, known as "Daft Jamie", was known on Edinburgh’s streets, but Jamie did not like to drink and so he became the first conscious victim they killed. He got them £10 but also some unwanted questions. The final person to die at the hands of this murderous duo, Mrs Docherty, came on 31 October 1828, but her body was discovered by two tenants who had seen her drinking with the pair the night before.

    Burke and Hare were finally caught. The authorities persuaded Hare to blame Burke in return for his freedom. Dr Knox was eventually cleared as the pair left no evidence of murder on the corpses.

    The trial captured the attention of people everywhere. After his conviction, Burke was taken to the gallows where a crowed of 30,000 gathered at the top of Edinburgh's High Street. As he met his end the crowd shouted abuse, some crying, "You’ll see Daft Jamie in a minute."

    Burke's body was dissected at the Royal College of Surgeons in the city. A riot forced the authorities to grant public access and an estimated 30,000 viewed his corpse. Pieces of Burke’s skin were later made into trinkets.

    While Burke was punished for his crimes, Hare escaped Scotland - the only serial killer ever to have left custody with police consent. Many believe he escaped the justice he deserved

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 23:39 توسط مهران معمارزاده |


    اسپینوزا عدسی تراشی هلندی و فیلسوفی یهودی بود.او بر این باور بود که خدا همان طبیعت است و این ایده فلسفی با تلمود و ایین یهودی همگونی نداشت.او را مرتد دانستند.اوازه او چنان بود که لایبنیتز به ملاقات وی رفت.او در اثر سیلیکوز عدسی تراشی به بیماری ریوی دچار شد و درگذشت.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 2:1 توسط مهران معمارزاده |


    بلز پاسکال نابغه فرانسوی دانش ریاضیات بود.او فردی مذهبی بود و زندگی زاهدانه ای داشت.تی اس الیوت درباره اش می گوید :

    a man of the world among ascetics, and an ascetic among men of the world." Pascal's ascetic lifestyle derived from a belief that it was natural and necessary for man to suffer. In 1659, Pascal, whose health had never been good, fell seriously ill. During his last years, he frequently tried to reject the ministrations of his doctors, saying, "Sickness is the natural state of Christians.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 1:54 توسط مهران معمارزاده |


    لایبنیتز زاده لایپزیک المان بود.او فیلسوف خوشبین و اپتیمیستی بود.ریاضیدانی برجسته و باورمند به نظام احسن الهی.ولتر در کاندید ،ارای او را به مسخره گرفت.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 1:40 توسط مهران معمارزاده |


    رابرت بویل دانشمند ایرلندی که قوانین فیزیکیش (قانون بویل )اهمیت دارد مسیحی باورمندی بود.او در لکچرهایش ،یهودی ها ،مسلمانان ،پاگان ها ،دئیست ها و اتئیست ها را بدنام می دانست.

    He founded the Boyle lectures, intended to defend the Christian religion against those he considered "notorious infidels, namely atheists, deists, pagans, Jews and Muslims",

    او از اداره کنندگان کمپانی هند شرقی بود و درامد هنگفتی از ان را صرف توسعه و گسترش مسیحیت خرج کرد.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 1:32 توسط مهران معمارزاده |


    با همسرم در مهر ماه احتمالن به وین خواهیم رفت یا بوداپست.که هر دو پرفرهنگ بوده اند.وین شهر موسیقیدانان نامی ،شهر ویتگنشتاین و بیلروت.

    اما این شهر کافه های نامی هم دارد.وشیرینی ساچرتورته و شنیتسل وینی.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 16:31 توسط مهران معمارزاده |


    بی شک ،سینما با سیاست گره خورده است.امروز می بینیم که هالیوودی ها با پرزیدنت بوش ،همدلی ندارند بلکه تپه های هالیوود که تا سده ای پیش باغهای لیمو و پرتغال بود اکنون کانون چالش با محافظه کاری حاکم در امریکا شده است.امیل جنینگز ،نخستین بازیگری بود که جایزه اسکار را در۱۹۲۷از ان خود کرد.امیل از مادری المانی و پدری امریکایی زاده شد و نقش های گوناگونی را در سینمای هالیوود ایفا کرد.از قضا ،امیل جنینگز که افتخار نخستین اسکار بازیگری را داشت ،سمپات و طرفدار نازی بود.او به اروپا رفت و با مارلین دیتریش هم بازی گشت.

                                                 

    او فیلمهای متعددی در طرفداری از نازی ها بازی کرد و شانس خود را برای بازگشت به ایالات متحده امریکا از دست داد.جوزف گوبلز وزیر تبلیغات نازیها ،به جنینگز ،احترامی شایسته و در خور روا می داشت.پس از جنگ جهانی دوم ،در مزرعه ای در اطریش به سر می برد و فعالیت هنری وی کاملا از بین رفته بود.ادولف هیتلر و وزیر تبلیغات او به توانایی سینما در بر انگیختن احساسات  و اسیر کردن مخاطب ها ،اگاهی کامل داشتند.ناسیونال سوسیالیست ها پس از به دست گرفتن قدرت سینمای المان ،هزاران فیلمساز حرفه ای که بیشتر یهودی بودند از کار برکنار کردند.گوبلز خواست تا سینمای المان را از بیخ و بن اصلاح کند.فیلم شبه مستند <پیروزی اراده>از لنی ریفنشتایل در ۱۹۳۵ ،رژه حزب نازی در نورمبرگ را به تصویر کشید.هیتلر ،فیلم های والت دیسنی را بسیار دوست می داشت و گوبلز کارتون های میکی موس را به پیشوا پیشکش می کرد و وی را خوشحال می کرد.استالین ،عشق فیلم بود .او دنیای فیلم را جدی می گرفت و از فیلمها ،ایده حکومتی می گرفت.نحوه حکومت او ،سینماتو کراسی یا حکومت سینمایی بود.لیوبوف ارلوا دریک کمدی در سال ۱۹۳۴ خوش درخشید و همدلی استالین را به دست اورد.این زن زیبا روی ،رقصنده و خواننده برجسته ای بود.او از خانواده ای اریستوکرات و قدیمی در روسیه محسوب می شد که در دوران کودکی ،عکسی با لئو تولستوی در عمارت نویسنده بزرگ روس دارد.بازیگری او در فیلمهای موزیکال روسی در دوران استالینیسم ،مایه بزرگی و شهرتش گشت.کارگردان فیلمهای او ،گریگوری الکساندروف شوهر ارلوا بود.الکساندروف با سرگئی ایزنشتاین هم همکاری می کرد.این دو به امریکا و مکزیک رفتند و در انجا هم دست به تجاربی زدند.جالب است که ژانر موزیکال کمدی در دهه ۱۹۳۰ در زیر فشار دکترین ژدانفی ریالیسم سوسیالیستی ،رشد و رونق روز افزونی یافت.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 16:17 توسط مهران معمارزاده |


    توماس نست پدر کارتون های سیاسی امریکا بود.

    این کارتون تضاد دانشمندان را با ورزشکاران و قهرمانان نشان می دهد.در کشور ما هم معمولن درامد یک هنرپیشه ،خواننده ویا ورزشکار از یک دانشمند بیشتر است.

     

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 16:11 توسط مهران معمارزاده |


    ویتگنشتاین فیلسوفی بزرگ بود.پدرش غول فولاد اتریش بود.در وین زاده شد و در خانواده ای یهودی نشو و نما کرد.خانه او کاخ مجلل ویتگنشتاین در اله گاسه بود.او ثروت خانواده را به رخ مردم نمی کشید در حالی که نوکیسه های بی سواد و خودنما انچنان از ثروت باداورده شان می گویند.برامس اهنگسازمرتب به دیدن ویتگنشتاین ها می رفت.او می گفت جوری با هم رفتار می کنند که انگار در دربارند.کلارا شومان و مالر نیز از میهمانان انجا بودند.ویتگنشتاین هم به موسیقی مسلط بود.

    هیتلر وویتگنشتاین در یک مدرسه

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 15:58 توسط مهران معمارزاده |


    stalkingنوعی ایجاد ترس از طریق وارد شدن به زندگی شخصی افراد است که اگر از طریق اینترنت باشد cyberstalking است.گاهی انها به چت روم می روند و با اسم قربانی و افراد دیگری که به نوعی با ان فرد در تماس بوده اند مطالب پوچی می نویسند تا ایجاد ترس نمایند.گاهی اسمها را اندکی تغییر می دهند تا ظنی ایجاد نکند.این جرم برای ایجاد یک ترومای روانی در قربانیان است.گاهی در وبلاگ این پدیده دیده می شود.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 0:53 توسط مهران معمارزاده |


    دوستانی از من پرسیده اند که پروژه مارمولک را به کجا رسانده ام.من مدتهاست که انرا از حالت مجازی در اورده ام و به دنیای جزایی و امنیتی اورده ام.بسیاری از جزییات را نمی توانم بگویم.به ارگان های متعددی رفتم حتا اطلاعات.گاهی خودشان خبرم می کنند.جدیدن مدارکی از رفتن ....به چات روم ها و استفاده از اسم من و همسرم در انها خبر داده اند این در حالی است که همسرم اصلن و ابدا کار با کامپیوتر را نمی داند.مقالات انها و کامنت ها کاملن پیگیری می گردد.خوشبختانه انها کار را به جایی کشانده اند که پیگیری کار از ابهام نخستین خارج شده است.

    Cyberbullying (also spelled Cyber-bullying, Cyber bullying or online bullying) is the term used to refer to bullying and harassment by use of electronic devices though means of e-mail, instant messaging, text messages, blogs, mobile phones, pagers, and websites. Other terms for cyberbullying are "electronic bullying," "electronic harassment," "e-bullying," "sms bullying," "mobile bullying," "online bullying," "digital bullying," or "Internet bullying".

    It can constitute a computer crime. For example, in the United States it is a federal crime to anonymously "annoy, abuse, threaten, or harass any person" via the internet or telecommunication system, punishable by a fine and/or up to two years imprisonment

    کتی سیرا از اولین قربانیان سایبر بولیینگ است که طراح کامپیوتر است.او را با عکسهای مستهجن و تهدید به مرگ به جایی رساندند که در کنفرانسی در سن دیگو شرکت نکرد.

    تیم اوریلی از نخستین کسانی بود که به خطرات سایبر بولیینگ پی برد و اینکارها را پیشنهاد کرد

    The Blogger's Code of Conduct is a proposal by Tim O'Reilly for bloggers to enforce civility on their bloggers by being civil themselves and moderating comments on their blog. The code was proposed due to threats made to blogger Kathy Sierra[1]. The idea of the code was first reported by BBC News, who quoted O'Reilly saying, "I do think we need some code of conduct around what is acceptable behaviour, I would hope that it doesn't come through any kind of regulation it would come through self-regulation."[2]

    O'Reilly and others came up with a list of seven proposed ideas:

    1. Take responsibility not just for your own words, but for the comments you allow on your blog.
    2. Label your tolerance level for abusive comments.
    3. Consider eliminating anonymous comments.
    4. Ignore the trolls.
    5. Take the conversation offline, and talk directly, or find an intermediary who can do so.
    6. If you know someone who is behaving badly, tell them so.
    7. Don't say anything online that you wouldn't say in person.

    In later comments, O'Reilly gave a tacit endorsement of Jon Garfunkle's Comment Management Proposal [3]: "Jon, your post at Comment Management Responsibility: A Proposal is very detailed and thought provoking, as well as way more comprehensive than anything I'd thought so far."

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 9:36 توسط مهران معمارزاده |


    مک کینلی از حزب جمهوریخواه بود.در ۱۹۰۱ توسط یک انارشیست ،ترور شد و تئودور روزولت بر جای او نشست.

    این فرد قاتل رییس جمهور است.اواز مهاجران لهستانی بود و از ارای انارشیست ها بهره برد(به ویژه اما گلدمن ).او در نیویورک رییس جمهور را کشت.

    جرائم اینترنتی در ایران

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 1:40 توسط مهران معمارزاده |


    با تشکر از مهندس سینا از تگزاس که نام وبلاگ مرا در ارشیو دائمی خود قرار داد.


    The term Curse of Tippecanoe (also known as Tecumseh's curse, the presidential curse, zero-year curse, or the twenty-year curse) is sometimes used to describe the pattern where, from 1840 to 1960, every United States President elected (or reelected) every twentieth year died in office.

    Elected President Term of death Cause of death Date of death
    1840 William Henry Harrison First Pneumonia 1841-04-04
    1860* Abraham Lincoln Second Assassinated by gunshot 1865-04-15
    1880 James Garfield First Assassinated by gunshot 1881-09-19
    1900 William McKinley Second Assassinated by gunshot 1901-09-14
    1920 Warren Harding First Stroke or Heart Attack 1923-08-02
    1940* Franklin Roosevelt Fourth Cerebral hemorrhage 1945-04-12
    1960 John Kennedy First Assassinated by gunshot 1963-11-22

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 1:25 توسط مهران معمارزاده |


    انریکو ماتئی از تسلط هفت خواهران نفتی بر صنعت نفت گفت.

    استاندارد اویل که توسط راکفلر در اوهایو ایجاد شد.

    ۱-تگزاکو:در تگزاس و توسط کولینان ایجاد شد.

    ۲-نفت خلیج که در پنسیلوانیا قرار دارد۳-استاندارد اویل کالیفرنیا(شورون)۴-استاندارد اویل نیویورک(موبیل )

    ۵-کمپانی نفت ایران -انگلیس(بریتیش پترولئوم )

    ۶-رویال دویچ شل

    ۷-استاندارد اویل نیوجرسی (اسو )

     

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 0:50 توسط مهران معمارزاده |


    روبرت شومن رکن اصلی نهضت رومانتیک موسیقی است.علائم بیماری مغزی در شومن در سن ۲۳ سالگی نمودار شد.غوغاها و هیاهوهای مغزی او به سرعت وحشتناکی روبه شدت گذاشت.سرود فرشتگان و فغان دیوان را می شنید.اشباح شوبرت و مندلسون بر وی ظاهر می شد.او با کلارا همسرش وداع گفت و خود را در رود رن انداخت.او را نجات دادند و به اسایشگاهی رفت.در ۱۸۵۶ با زندگی وداع گفت.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:52 توسط مهران معمارزاده |


    وردی از اپراسازان رمانتیک ایتالیا بود.اپرای بزرگ ایدا که برای گشایش کانال سوئز در سده ۱۹ اجرا شد کار وی است.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:37 توسط مهران معمارزاده |


    کورساکف از اصحاب خمسه سن پترزبورگ بود.او اهنگسازی رمانتیک بود.شهرزاد او را بسیار دوست دارم.رنگ امیزی خارق العاده ای دارد.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:36 توسط مهران معمارزاده |


    ریچارد واگنر از اهنگسازان رمانتیک المانی است.هیتلر از ستایشگران وی بود.نازیها برای پروپاگاندای خود از پاره ای از کارهای واگنر استفاده نمودند.واگنر و نیچه به خوبی مورد استفاده قرار گرفتند.واگنر انتی سمیتیست بود و با یهودیان دشمنی می ورزید.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:36 توسط مهران معمارزاده |


    سمفونی پنجم چایکوفسکی از پراقبالترین اثار اوست و اما روانشناس معروف انگلیسی -هاولاک الیس -سنفونی ششم را تراژدی انحراف جنسی می نامد.چایکوفسکی همجنس گرا بود و سنفونی ششم یا پاتتیک از اهنگساز و نوازندگانی همجنس گرا برخوردار بود.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:29 توسط مهران معمارزاده |


    گوستاو مالر اهنگسازی یهودی بود که از عدد ۹ برای سمفونی می ترسید و بر این باور بود که پس از بتهوون هر که عدد ۹ را برای سمفونیش انتخاب می کرد سریع می میرد.از این اهنگساز اتریشی ترانه زمین را بیش از همه دوست دارم.

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:46 توسط مهران معمارزاده |


    ژاک شیراک بهترین مصداق برای سخن مارک تواین است انجا که گفته شد،حاکمان فرانسه چون روسپیانند.هم اکنون اسرار رشوه گیری های شیراک علنی شده است و به مکافات عملش گرفتار.اما در عرصه فرهنگ هم این مرد جنایتکار است انجا که نگذاشت بقایای هکتور برلیوز به پانتئون اورده شود چون برلیوز را سمبل مناسبی برای جمهوری فرانسه نمی دانست.شیراک ابله ،هکتور برلیوز اهنگساز برجسته رمانتیک فرانسه را قابل ندانست.

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:44 توسط مهران معمارزاده |


    از چکسلواکی دو اهنگساز برجسته سراغ دارم.اسمتانا و انتونین دوورژاک.دوورژاک اهنگساز رمانتیک بود.به امریکا رفت و در انجا رهبری موسیقی را در نیویورک به عهده گرفت.در چکسلواکی در گذشت.ارمسترانگ فضانورد موسیقی دنیای جدید دوورژاک را به ماه برد.

    I: Adagio - Allegro Molto
    II: Largo
    III: Scherzo - Molto vivace
    IV: Allegro con fuoco

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:42 توسط مهران معمارزاده |


    شوپن لهستانی بود ولی به فرانسه رفت.او را من و امیر حسین رجبی بسیار دوست داریم.نکتورن های او و سونات های پیانوی وی بسیار گوش نواز است.در لهستان به او موزارت دوم لقب دادند.رمانتیسیسم موزیکش را دوست دارم.زنانگی اثارش زیباست.حیف که مسلول شد.

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:40 توسط مهران معمارزاده |


    ادوارد گریک اهنگساز نروژی از تباری اسکاتلندی بود.من فقط با دو اهنگساز ترسیده ام ،او و باخ.در ۱۸۸۸ در لایپزیک ،چایکوفسکی را ملاقات کرد.چایکوفسکی از زیبایی کارهای گریک تمجید کرد و گریک از غم چایکفسکی متاثر شد.در ۱۹۰۷ درگذشت و خاکسترش در کوهستانی قرار گرفت.شوپن مارش عزایش را نواخت.گریک اهنگسازی رمانتیک بود.

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:39 توسط مهران معمارزاده |


    دلم می خواهد به گورستان مرکزی وین بروم.مدفن بیلروت پدر جراحی مدرن شکم.تئودور بیلروت جراح اتریشی زاده المان بود.او پروفسور جراحی در دانشگاه وین بود.او مبدع گاسترکتومی موفقی شد.بیلروت عاشق موسیقی بود و دوست صمیمی برامس محسوب می شد.

    یک نقاشی از پروفسور تئودور بیلروت در حال عمل جراحی

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 0:0 توسط مهران معمارزاده |


    برامس از موسیقیدانان دلبندم است.رقصهای مجار وی در فضای پرایدم گوشنواز است.موسیقیدان زاده هامبورگ المان.او نیز در موسیقی رمانتیک از شخصیتهای محوری است.نماینده ای از ادیسون به دیدن او در شهر وین امد و به او پیشنهاد ضبط اهنگهایش را داد.برامس از سرطان کبد و پانکراس رنج می برد و در گورستان مرکزی وین به خاک سپرده شد.

    لیست از بزرگان موسیقی رمانتیک بود.در مجارستان زاده شد و به وین رفت و زیر نظر شاگرد بتهوون اموزش دید.او به پاریس هم شتافت و هماره در سفر بود.دوست شوپن هم بود و کنسرت های فراوانی در اروپا اجرا کرد.راپسودی های مجار از او را دوست دارم.

    گونه های گاربو کاری سینمایی از مهران معمارزاده

    سیاست پدر مادر نداره کاری از مهران معمارزاده

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 23:58 توسط مهران معمارزاده |


    بتهوون از شخصیت های محوری موسیقی کلاسیک و رمانتیک محسوب می گردد و بی شک از بزرگترین موسیقیدانان است.در ۱۷۷۰ در بن المان زاده شد.پدرش دائم الخمر بود و لودویک در دهه ۱۷۹۰ برای تحصیل موسیقی به وین رفت و نزد هایدن اموزش دید.در اواخر این دهه از صدای زنگی در گوشش رنج برد و شنواییش را از دست داد.در ۱۸۲۷ درگذشت.

    بتهوون شیفته روشنگری و رمانتیسیسم بود.او جمهوریخواهی شناخته شده بود.اروئئیکا را به ناپلئون پیشکش کرد.او می اندیشید که ناپلئون ،جمهوریخواهی و ازادی را بسط خواهد داد ولی وقتی وی امپراتور شد ،لودویک عصبانی گشت.سمفونی نهم ،اثری خوشبینانه درباره برادری و ازادی است.سمفونی پنجم او را هم دوست دارم.

  • بتهوون در دهه سوم عمرش بود.کاهش شنوایی ،جنگهای ناپلئونی و شورشهای اتریش او را اشفته کرد ولی سمفونی ۵ را در وین افرید.

    به این وبلاگ مراجعه کنید

    گور بتهوون در وین

    نابغه دیگر شوبرت هم در کنار او خفته است.

  • دلم می خواهد به Zentralfriedhof (Central Cemeteryدر اتریش بروم .گورستانی که مدفن بزرگانی چون بتهوون ،شوبرت ،برامس ،اشتراوس ۲ و۱ است.جراح عالیقدر بیلروت و غول ماشین سازی زیگفرید مارکوس نیز در انجا خفته است.

    گور برامس

    گور شوبرت

     

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 23:56 توسط مهران معمارزاده |


    اشترایشر غول پروپاگاندای نازیها بود.او ادیب نفرت بود.روزنامه او فضا را برای هولوکاست اماده نمود.در دادگاه نورنبرگ به اعدام با دار محکوم شد.

    در وبلاگ مهرافرین با بزرگان موسیقی اشنا شوید.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 12:54 توسط مهران معمارزاده |


    گورینگ از بزرگان نازی در دادگاه نورنبرگ به اعدام با دار محکوم شد ولی پیش از اجرای حکم ،با سیانید پتاسیم خودکشی کرد.

    در طرف چپ دادگاه نورمبرگ

    ای کشته کرا کشتی ؟

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 12:49 توسط مهران معمارزاده |


    ایشمن از بزرگان اس اس بود.او نیز در هولوکاست نقش مهمی داشت.فرزند صنعتگری المانی بود.در دهه ۱۹۶۰ از ارژانتین ربوده شد و در اسراییل به دار اویخته شد.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 12:42 توسط مهران معمارزاده |


    هایدریش از معماران هولوکاست بود.او ویولینیستی چیره دست نیز بود.در ۱۹۴۱ فرماندار نازی در بوهم و موراویا شد.او در نزدیکی پراگ ترور شد.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 12:37 توسط مهران معمارزاده |


    هیملر پس از هیتلر همه کاره بود.رییس اس اس و گشتاپو که طرح یهودی کشی هم از او بود.در اخرین لحظات ،با سیانید خودکشی کرد.او زاده مونیخ بود و در انجا کشاورزی خواند.

    ای کشته کرا کشتی ؟

     

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 12:24 توسط مهران معمارزاده |


    این اهنگ زیبا را در وبلاگ الیزابت بشنوید

    به این وبلاگ هم بروید

     


    یکی از کسانی که تشرفش به دین حنیف اسلام برایم باور نکردنی بود ،مایکل جکسون خواننده صاحب سبک است.مردی یا زنی که از پنج سالگی به این حرفه روی اورد و لقب سلطان پاپ را از ان خود کرد.او در سنین کودکی ،در گروه جکسون ۵،نردبا ن پیشرفت را طی کرد.البوم سولوی او در ۱۹۷۱ ،موقعیتش را ماندنی تر نمود.البوم<تریلر>در ۱۹۸۲،هشت جایزه گرامی (Grammy)را دریافت کرد و فروش فوق العاده ای داشت.در دهه ۱۹۹۰ ،حادثه سو استفاده جنسی از پسر بچه ای سیزده ساله ،او را سر زبانها  انداخت.سلطان پاپ با پول هنگفت ،جریان دادگاه را بی اثر ساخت.در ۲۰۰۳ ،اتهامات مشابهی ،باعث دستگیری وی شد.گویا او به جزیره ای در خلیج نیلگون و همیشگی پارس ،بحرین رفته است و در قصری متعلق به شاهزاده سلمان بن حامد خلیفه ،روزگار می گذراند.وکیل او از اقامت همیشگی مایکل در بحرین ،خبر داده است.در نوامبر ۲۰۰۵ از پرداخت پول هنگفتی از سوی جکسون برای ساخت مسجدی شکوهمند در کنار زیست گاهش ،شنیدیم.در این مسجد ،معلمهایی توانا و برجسته از ایالات متحده امریکا اورده شده اند و به تعلیم اصول اسلام و زبان انگلیسی با بهترین روشهای اموزشی زیر نظارت سلطان پاپ ،مشغولند.مایکل جکسون چون زنان مسلمان ،لباس می پوشد .حجابی سیاه ،دستکش ها و عبایی به رنگ شب.

                         

                                           سلطان پاپ در بحرین در حجابی به رنگ شب

    البته عده ای از سیاه پوستان نامی در امریکا ،پیش از این ،به اسلام گرویدند.مایک تایسون مشتزن مشهور که در زندان ،مسلمان شد یا سیمپسون ستاره فوتبال امریکا که با شنیدن قران ،به اسلام گروید.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 2:26 توسط مهران معمارزاده |


    اپرای کارمن از بیزه زیباست به ویژه ترانه گاوباز .

    The Toreador Song (file info) — play in browser (beta

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 2:21 توسط مهران معمارزاده |


    نازیسم و کمونیسم ،قبح زندانی سیاسی داشتن را ریختند.برنامه شب و مه در حکومت هیتلری اجرا شد و برنامه حبس زندانیان سیاسی به عنوان بیماران روانی در حکومت استالینی انجام شد.

    کایتل مجری طرح شب و مه

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 2:14 توسط مهران معمارزاده |


    البرت اینشتین و زیگموند فروید را سوزاندند .خاکستر اینشتین بر رودخانه ای ریخته شد و خاکستر فروید در گلدان یونانی نگه داشته می شود اما دکتر شو میکر منجم بزرگ وقتی تصادف کرد،خاکسترش به کره ماه منتقل شد و در انجا مدفون شد.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 2:0 توسط مهران معمارزاده |


    رسم مسخره ای در هند بود که ساتی نام داشت.زن بیوه مرد مرده با جسد مرد ،سوزانده می شد.این رسم در گذشته دور وجود داشت ولی امروزه هم در بسیاری از روستاهای هند روی می دهد.گرچه اینکار غیرقانونی شناخته شده است.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 1:48 توسط مهران معمارزاده |


    افراد چندی در ایجاد اتومبیل موثر بوده اند ولی کارل بنز مهمترین انها بود.

    بنز

    دایملر

    میباخ

    زیگفرید مارکوس

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 12:56 توسط مهران معمارزاده |


    در واکنش به رمانتیسیست های موسیقی ،فرانسه مهد امپرسیونیسم در موسیقی شد.

    کلود دبوسی پدر امپرسیونیسم در موسیقی

    انها از دیسونانس و وزن های غیر پایدار برای ایجاد اتمسفر استفاده می کردند.

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 11:18 توسط مهران معمارزاده |